حکیم زاده: ساختمان بعضی مدارس هیچ سنخیتی با فضای آموزشی ندارد

اخبار

به گزارش سرمشق نیوز به نقل از مهر، رضوان حکیم زاده معاون آموزش ابتدایی که بیشترین دانش آموزان در حوزه مدیریتی او تحت تعلیم و تربیت قرار دارند، دوران ابتدایی را در روستای ابیانه گذرانده و خاطرات جالبی از دوران ابتدایی و خصوصا کلاس اول دارد. خانم معاون شاگردی بوده بازیگوش که مدت ها بعد از شروع کلاس اول نمره بیست خود را گرفته ولی به قول خود او «یک بیست که سرنوشت او را عوض کرد».

 

وی درباره مهمترین خاطراتش از دوران ابتدایی و کلاس اول به خبرنگار مهر گفت: من در روستای ابیانه درس خواندم و در مدرسه ای که به امروز نامش شهید خلیلی نژاد است. مدرسه ما استخر و حیاط بزرگی داشت. یادم می آید که دو طرف ورودی مدرسه گل های سوسن کاشته شده بود.

 

وی ادامه داد: در باغچه حیاط مدرسه امان سپیدار و سبزی در باغچه می کاشتند. یادم می آید هیچ چیز در محیط پیرامونمان بلااستفاده نبود و از تمام طبیعت اطرافمان چیزی بود که یاد بگیریم. مثلا قشنگ یادم می آید که ما سر گرفتن بچه قورباغه ها شجاعتمان را نسبت به یکدیگر می سنجیدیم.

 

حکیم زاده با بیان اینکه تمام دوران دبستان وی سرشار از خاطره خوش است، اظهار کرد: امروزه افسوس می خورم وقتی می بینم مدارس ابتدایی ما از نظر فضایی با قدیم ها فاصله زیادی دارد. آن زمان توجه به معماری ایرانی- اسلامی در خانه ها و مدارس رعایت می شد. مثلا عنصر آب در معماری نقش مهمی داشت و حس خیلی خوبی را منتقل می کرد. من فکر می کنم کودک بسیار خوشبختی بودم که مجبور نبودم اول مهر وارد سالن های تاریک و ساختمان هایی که امروزه تبدیل به مدرسه شده و بعضی از آنها هیچ سنخیتی با فضای آموزشی ندارد، شوم. فضای تحصیل بسیار امر مهمی است.

 

معاون آموزش ابتدایی در ادامه از معلم کلاس اول خود به نام خانم آقایی نام برد و درباره این دوره خاص تحصیل گفت: خانم آقایی به یک علت بسیار خاص همیشه در ذهن من مانده است. او یک معلم به تمام معنا بود و شخصی بود که به همه کمک می کرد تا رشد کنند و مدام پیام مثبت و اینکه تک تک شما با ارزش هستید را به همه می داد.

 

وی ادامه داد: من اواخر بهمن دنیا آمدم اما خانواده ام شناسنامه ام را زود گرفتند و در واقع من زمانی به مدرسه رفتم که کودکی باقیمانده داشتم. برای همین روزهای اول فقط بازی می کردم و درس را دوست نداشتم. روحم همیشه بیرون از کلاس بود و هیچ پیشرفتی نداشتم. نه کلمه ای یاد می گرفتم و نه سرمشق ها را می نوشتم.

 

حکیم زاده گفت: معلم من می توانست با خودش فکر کند او که چیزی یاد نمی گیرد ولی درباره ام دقت کرده بود و با خانواده ام هم صحبت کرده بود و چون باقی خواهر و برادرهایم شاگر اول بودند با خانواده درباره تکالیف من تقسیم وظایف کرده بود. مثلا خواهر بزرگم خیلی کمکم بود. اولین دیکته ای که درست نوشتم را قشنگ یادم هست. کلمه ها را درست نوشته بودم اما دیکته را از چپ به راست نوشته بودم. معلم من می توانست روی همه دیکته خط بکشد و یک صفر بدهد اما او به من یک فرصت داد. من را صدا زد و به من گفت آفرین همه کلمه ها را درست نوشتی ولی دخترم باید از راست به چپ بنویسی و یک بیست به من داد. من اولین ۲۰ زندگی ام را گرفتم و مسیر زندگی ام تغییر کرد.

 

معاون آموزش ابتدایی آموزش و پرورش با بیان اینکه اگر امروز به عنوان متولی آموزش ابتدایی حضور دارم حتما به خاطر آن ۲۰ است به معلم ها توصیه کرد از هیچ دانش اموزی ناامید نشوند و بگذارند آنها اولین ۲۰ های زندگی اشان را بگیرند.

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *