بطحائی؛ وزیری مقیّد به پیاده سازی دستورالعمل‌های رهبری برای تحول و نشاط در نظام آموزش و پرورش (محمد غیاثوند)

سرویس یادداشت

در مردادماه سال ۹۶ که چینش کابینه دوازدهم و کم و کیف رأی اعتماد مجلس نشینان به وزرای پیشنهادی، بحث کانونی محافل سیاسی و رسانه‌ای بود، دفتر مقام معظم رهبری اطلاعیه‌ای صادر کرد که در آن تصریح شده بود «رویه ثابت در همه دولت‌ها، هماهنگی با رهبری در انتخاب وزیران دفاع، امور خارجه و اطلاعات بوده است… در خصوص برخی وزارتخانه‌ها مثل علوم، آموزش‌وپرورش و ارشاد اسلامی، رهبر انقلاب اسلامی حساسیت‌هایی دارند، چراکه انحراف در آنها، موجب ایجاد انحراف در حرکت کلان کشور به سمت آرمانها می‌شود… ».

اطلاعیه فوق‌الذکر علاوه بر آنکه مبین اختیارات و مسئولیت‌های شخص اول کشور بود، از حساسیت ایشان نسبت به وزارتخانه مُعْظمی همچون آموزش و پرورش حکایت داشت. وزارتخانه‌ای که در غالب کشورهای توسعه یافته از آن با عنوان مهم ترین مرکز کشور یاد می‌شود و در ایران نیز اهمیتش به حدی است که شخص اول کشور پیرامون وزیری که می‌خواهد متصدی آن باشد، حساس و دغدغه مند است.

بر همین مبنا پر بیراه نخواهد بود اگر استنتاج کنیم که وزیر آموزش و پرورش فراتر از سمت دولتی و کابینه‌ای خود، یک شخصیت حاکمیتی است که مفتخر به تاییدیه غیرمستقیم مقام معظم رهبری و مورد وثوق معظم‌له است.

از سویی دیگر وزارتخانه آموزش و پرورش را باید بزرگترین تشکیلات کشور دانست؛ وزارتخانه‌ای که متکفل امور قریب به ۱۴ میلیون نفر است. حدود ۱۳ میلیون دانش آموز و بیش از یک میلیون معلم و کادر آموزشی. در واقع می توانیم بگوییم که اکثریت خانواده های کشور به نوعی با وزارتخانه آموزش و پرورش سروکار دارند.

اما مهم تر از بُعد فیزیکی، بُعد ماهیتی وزارت آموزش و پرورش است. شاید شعارگونه به نظر برسد که بگوییم دانش‌آموزان آینده سازان کشورند؛ اما شعار باشد یا نباشد، گزاره مزبور، حقیقت غیرقابل کتمانی است که سرلوحه کشورهای پیشرفته است؛ بگونه‌ای که دولتمردان این کشورها تمام امکانات کشور خود را برای تسهیل امور مربوط به وزارتخانه آموزش و پرورش بسیج می‌کنند.

در کشور ما نیز بویژه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، اهمیت ویژه‌ای به تشکیلات آموزش و پرورش داده شد و حتی در اصل ۳۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز تصریح شد که«دولت موظف است وسایل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسایل تحصیلات عالی را تا سر حد خودکفائی کشور به طور رایگان گسترش دهد».

در میان شقوق متکثر و کارویژه‌های خاص و منحصربه فرد وزارت آموزش و پرورش که ابتناء و آینده جامعه ایرانی در گروی توفیق آن است، مقوله پرورش اهمیتی بیشتر از آموزش دارد. سید محمد بطحائی وزیر فعلی آموزش و پرورش نیز از زمان آغاز به کار به عنوان متصدی این وزاتخانه نیز بر ارجحیت و اولویت مقوله پرورش بر آموزش تاکید داشته است. اصلی که اگر رعایت آن مداومت داشته باشد، بی‌تردید بازدهی سیستم تعلیم و تربیت نوجوانان در کشور ما را متحول می‌کند.

جامعه ایران اسلامی به لحاظ مولفه‌های پرورشی، جامعه‌ای غنی و پویاست؛ به همین سبب زمانیکه بحث اجرای زیرپوستی قواعد سند ۲۰۳۰ در کشور مطرح شد، مقام معظم رهبری نسبت به آن واکنش نشان دادند و آنرا سندی انحرافی خواندند.

پیرو دغدغه‌های رهبری، بطحائی به عنوان وزیر آموزش و پرورش صریحا اعلام کرد که اجرای سند ۲۰۳۰ در آموزش و پرورش متوقف شده است و اگر گزارشی درباره اجرای آن در برخی مدارس به دست ما برسد به طور جدی با آن برخورد خواهیم کرد.

«ما به عنوان آموزش و پرورش در کشوری که نظام تعلیم و تربیت خاص خود را دارد و می‌تواند اسناد بالادستی بسیار غنی تولید کند، چرا باید از سندی که مجامع بین‌المللی تهیه کرده‌اند استفاده کنیم؟ صرف نظر از محتوای سند ۲۰۳۰ باید بگویم که در کشور اسناد بسیار غنی‌تری را نسبت به آن داریم». این بخشی از سخنان بطحائی در جلسه مردادماه سال جاری کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس است که ترجمان بیانات و دغدغه‌های رهبری می‌باشد.

اما یکی از اسناد بالادستی غنی و پرمغز نظام تعلیم و تربیت کشور که تسریع در اجرای آن بارها مورد تاکید مقام معظم رهبری قرار گرفته است،«سند تحول بنیادین آموزش و پرورش» است.

رهبر انقلاب اسلامی، اردیبهشت ماه سال جاری در دیدار فرهنگیان در دانشگاه تربیت معلم شهید رجایی، در بیاناتی، تحقق سند تحول بنیادین آموزش و پرورش را از واجب‌ترین کارها برشمردند. بر همین اساس، بطحائی سال ۹۷ را سال عملیاتی کردن سند تحول بنیادین آموزش وپرورش دانسته است. همچنین به دستور وی «سامانه میزان استقرار سند تحول بنیادین» در وزارتخانه آموزش و پرورش راه اندازی شده است. امری که آن هم یکی از مطالبات مقام معظم رهبری بود. معظم له در همان بیانات اردیبهشت ماه فرمودند که «مطالبه اصلی من از آموزش و پروش این است که برای تحقق سند تحول، زمانبندی دقیقی معین و این سند اجرا شود».

 

همواره یکی از موضوعات مرتبط با آموزش و پرورش، بحث تحصیل کودکان و نوجوانان اتباع افغانستانی در کشور ما بوده است.

در اردیبهشت سال ۹۴، مقام معظم رهبری دستور فرمودند که«هیچ کودک افغانستانی، حتی مهاجرینی که به‌صورت غیرقانونی و بی‌مدرک در ایران حضور دارند، نباید از تحصیل بازبمانند و همه آن‌ها باید در مدارس ایرانی ثبت‌نام شوند».

این دستور رهبری که از نگاه ارزش‌مدارانه و دین‌مدارانه نظام جمهوری اسلامی به مقوله خدمت رسانی به آوارگان و پناهندگان نشئت می‌گیرد، مورد ستایش مقامات سازمان ملل نیز قرار گرفت.

در همین رابطه در خردادماه سال جاری در جریان همایش مسؤولین امور تحصیلی اتباع خارجی، بطحائی وزیر آموزش و پرورش به مدارس غیر رسمی راه‌اندازی شده از سوی سازمان‌های مردم نهاد اشاره کرد و گفت: باید تلاش کنیم این مدارس و این اتباع را به سمت تحصیلات رسمی هدایت کنیم. وجود مدارس خودگردان مورد تمایل ما نیست و باید تلاش کنیم تحصیلات اتباع بویژه افغانستانی‌ها وپاکستانی ها در مدارس رسمی ما صورت گیرد و مدارس خودگردان به مدارس رسمی تبدیل شوند.

صدای پاییز فصل بازگشایی مدارس را می‌توان شنید؛ آغاز سال تحصیلی را باید بهار آموزش و پرورش دانست؛ بهاری که با بیش از ۱۳ میلیون نوگل دانش‌آموز و بیش از یک میلیون معلم و کادر آموزشی، زمینه ساز تحول و نشاط در جامعه خواهد بود. این تحول و نشاط را وزیری که در رأس خدمتگزاری در تشکیلات آموزش و پرورش است می‌تواند دوچندان کند؛ بطحائی وزیر ۵۵ ساله آموزش و پرورش که به تعبیر مقام معظم رهبری شخصیتی با انگیزه و با نشاط است، از چنین شاخصه ای برخوردار است.

دوری از تشریفات زائد، دوری از سیاسی کاری و جناحی گری و دلسوزی برای پرورش و تربیت و آموزش و تعلیم فرزندان ایران اسلامی و حتی اتباع بیگانه تا حد سرکشی برای تبت نام مطلوب آنها، از جمله ویژگی های بطحائی است که به تحول و نشاط نظام آموزش و پرورش کشور در آستانه بازگشایی مدارس یاری می‌رساند.

بی تردید در مقطعی که فشارهای اقتصادی و معیشتی مردم را آزار می‌دهد، دلخوشی آنها می تواند، آرامش و آسایش تحصیلی فرزندانشان باشد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *