چرا عده‌ای خودشان را کاسه داغ‌تر از آش می‌دانند؟(نویسنده:زهرا علی اکبری)

سرویس یادداشت

از زمانی که در برابر هجوگویی‌ها و بی‌ادبی‌های عده‌ای در راهپیمایی‌ها، سخنرانی‌ها، اجتماعات، نشست‌ها جلسات و… سکوت شد، اخلاق را باختیم . چه فرقی می‌کند که این بی‌اخلاقی‌ها از کجا شروع شد ، از استادیوم‌های ورزشی که بر سکوهای طرفداری و تماشاگری آن الفاظ ناشایست به‌کار برده شد یا از جلسات داخلی سیاسی و اجتماعی انجمن‌ها و نهادهای دولتی و غیردولتی که حریم انسانیت زیر سؤال رفت… افسوس که از آن زمینه ایرانی اصیل امروز این بدرفتاری‌ها و بدکرداری‌ها به‌جا مانده است. اگر نخستین بار که بارأی و تصمیم دولت و مجلس، برنامه، مذاکره یا قانونی تصویب شد و عده‌ای دلواپس هتک حرمت کردند و بی‌دلیل بر طبل مخالفت کوبیدند، در برابر بی درکی‌شان از اوضاع و مسائل ایستادگی می‌شد و درس ادب و کرامت انسانی داده می‌شد این اتفاق نمی‌افتاد که در روزی که ایرانیان با هر عقیده و مسلکی برای حمایت از مردم فلسطین دوشادوش هم به پشتیبانی از آن‌ها حرکت می‌کردند، تعدادی بی‌هویت بر رئیس سازمان انرژی اتمی که از سابقون ادب و نزاکت و عشق وطن‌پرستی هست بتازند. آن‌همه با چه عناوینی منافق و…. بی‌شک منافق آن‌کسی است که حد و حدود خود را نمی‌داند و درنهایت کم فهمی بر کسی می‌تازد که امین و معتمد رهبری و رئیس‌جمهوری است، منافق آن‌کسی است که در اوج نمایش اتحاد در راهپیمایی همچون روز قدس زبان به ناملایمات می‌گشاید ، منافق آن‌کسی است که نمی‌داند وجود افرادی همچون علی‌اکبر صالحی تا چه حد برای این مملکت مفید و سازنده است.
موضوع فقط این نیست که چرا باید به فردی که از نظر علمی، اخلاقی و سیاسی در جامعه سرآمد است توهین و بی‌احترامی شود، مهم نفس و نیت این رفتار قبیح است که گویی علاوه بر عادی شدن و عادی کردن، بارزه‌ی اخلاقی افرادی شده که به هیچ راهی هم هدایت نمی‌شوند. وطن‌فروش خائن را به کسی می‌گویند که وطن‌فروشی و خیانت کرده باشد. صالحی به کدام عینیت صادقه وطن‌فروشی کرده که به این صفت نامراد خطاب شود؟ اگر برجام مدنظرشان هست که این مذاکرات از ابتدا تا انتها و اکنون‌که قرار است دستخوش تحولاتی شود تحت نظر مقامات اول کشور – رهبر و رئیس‌جمهور – است و به نظر می‌رسد اگر آن افراد دلواپس کمی فکر می‌کردند شاید به این نتیجه می‌رسیدند که صالحی تحت امر مافوق خود چه رهبری چه رئیس‌جمهوری اقدام می‌کند و بنابراین عملکرد این فرد به مسئولین تصمیم‌گیرنده اولیه برمی‌گردد. مگر می‌شود وطن‌فروش خائن به فردی گفت که تحت لقای مدیریت و تصمیم‌گیری بزرگان کشور است؟ آنان که این‌گونه رفتار کردند و بی‌مغز شعار دادند شاید نمی‌دانند و درک نکردند الفاظ بی‌محتوا و بی‌ارزششان چه دایره‌ی وسیعی از نظام را دربرمی‌گیرد و چه بار حقوقی می‌تواند برای آن‌ها به دنبال داشته باشد.
با گذر از اتفاقی که ناخرسندانه در روز قدس بابی اخلاقی عده‌ای رخ داد، باید برای شکاف‌هایی که بین اخلاقیات و تمدن ایرانی می‌افتد، فکری شود.چرا عده‌ای خودشان را کاسه داغ‌تر از آش می‌دانند و فکر می‌کنند فقط آن‌ها دلسوز ملت و نظام هستند؟ چرا فکر می‌کنند فقط آن‌ها سره را از ناسره خوب تشخیص می‌دهند؟ چرا نمی‌دانند که همین ناملایمت‌ها ی آن‌ها چه ضربه‌های منافقانه‌ای بر پیکره اتحاد کشور می‌زند؟
ترمیم و ریشه‌کن کردن این بی‌اخلاقی‌ها ، باید از تبیین خانواده‌ها ، آموزش در مدارس و بسترسازی فرهنگی در اجتماع آغاز شود. در کنار محیط تربیتی و معتمد خانواده‌ها، مدارس به‌عنوان جامعه‌ای کوچک با بافت‌های متنوع فرهنگی می‌تواند پتانسیل بسیار نقش‌پذیری در تربیت اخلاقی دانش آموزان داشته باشد و در این محیط امن فکری و آموزشی ، دانش آموزان به همراه همسالان خود با صفات والای اخلاقی عجین می‌شوند. برای عینیت‌بخشی به ارزش‌های اخلاقی بهتر است در اجتماع بستر حمایت و ارج نهادن به صفات اخلاقی گسترانیده شود تا بی‌اخلاقی‌ها انگشت‌نما و بی‌هویت شوند.
اگر امروز در مقابل این رفتار ناشایست برنامه‌ای نداشته باشیم باید منتظر کردارهای بدتر از این افراد شد که خود را صاحب‌اختیار همه می‌دانند و در تمامی زمینه نظر دارند و دلواپس هستند

منبع:روزنامه مردم سالاری

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *