کاش نمایندگان زن مجلس بجای تلاش برای گرفتن سمت برای فرهادی زاد ها روی سهمیه ی ۳۰ درصدی مدیریت زنان اصرار می ورزیدند !(جواد بابازاده رها)

برگزیده ها سرویس یادداشت

مهین فرهادی زاد فردی است که این روزها خانم ها پروانه سلحشوری ، طیبه سیاوشی و فاطمه سعیدی ۳ تن از نمایندگان لیست امید تهران برای گرفتن یکی از صندلی هایِ ارشد مدیریتی آموزش و پرورش برای او تلاش می کنند . این نمایندگان که در حوزه های سیاسی و زنان در رسانه ها بسیار فعال هستند در حال رایزنی با وزیر آموزش و پرورش و سایر افراد تاثیر گذار هستند تا یک صندلی از صندلی های شورای معاونین را برای مهین فرهادی زاد بگیرند.

سلحشوری مدعی شده است که در دیداری که با بطحایی داشته است از او خواسته است تا فرهادی زاد را بعنوان معاون تربیت بدنی جایگزین مهرزاد حمیدی بکند بطحایی موافقت نکرده و گفته است که می تواند بعنوان رئیس سازمان نهضت جایگزین علی باقرزاده بکند ولی مثل اینکه این پیشنهاد زیاد باب میل نمایندگان محترم نیست چنان چه به گوش می رسد فاطمه سعیدی و دوستان شان در تلاش هستند در صورت اینکه معاونت تربیت بدنی را نتوانستند بگیرند او را جایگزین عباسعلی باقری مدیر کل تهران کند و برای این کار در حال رایزنی با افراد مختلف هستند.

فرهادی زاد دکترای تربیت بدنی و علوم ورزشی دارد و در سوابق کاری وی دبیری فدراسیون ورزش بیماران خاص و پیوند اعضا، نایب رئیسی بانوان در فدراسیون، مدیر کلی تربیت بدنی دختران وزارت آموزش و پرورش و عضویت اجرایی کمیته ملی المپیک دیده می شود . فرهادی زاد که کار خود را بعنوان معلم با وزارت آموزش و پرورش شروع کرد سپس به وزارت ورزش منتقل می شود و سالهای سال است در وزارت ورزش روی صندلی های مختلفی نشسته ولی هم اکنون که سمت خاصی ندارد هوای برگشتن به آشیان اول کرده است . جدا از اینکه ایشان چقدر توانمندی و صلاحیت معاون وزیر و مدیر کلی را دارد این اعمال نفوذ نمایندگان در جهت گرفتن سمت برای دوستان و آشنایان قصه ی تکراری و تلخ آموزش و پرورش است . اگر سلحشوری و سیاوشی هم از عواقب کار خود اگاه نباشند فاطمه سعیدی بعنوان فردی که از بدنه ی آموزش و پرورش بوده قطعا می داند که دخالت های نمایندگان به این شکل یکی از مشکلات ویرانگر آموزش و پرورش است و حکم سم برای آموزش و پرورش را دارد . سعیدی بعنوان کسی که نان و نمک معلمان را خورده بجای مقابله با این نوع دخالت ها و دفاع از کیان آموزش و پرورش با آنها همراهی می کند و گاه پیشرو تر ظاهر می شود. طبق گفته ی یکی از افراد مطلع خانم سعیدی در جلسه ی نمایندگان با وزیر ، خطاب به بطحایی نقد کرده است که چرا با فلان فرد مشورت می کنی یا در چیدن تیم مدیریت فلانی دخالت می کند . این نوع رفتار از نمایندگان در حیطه کاری وظایف نمایندگی نیست . اغلب نمایندگان برای رسیدن به مقصود خود از ابزارهایی که در دست دارند بهره می جویند برخی با مصاحبه های رسانه ای علیه وزیر و وزارت آموزش و پرورش و برخی با کشاندن وزیر به مجلس یا تهدید به سوال و استیضاح ! در این میان اغلب وزرا و مدیران آموزش و پرورش درخواست نمایندگان را اجابت می کنند و رضایت آنها را جلب می کنند .

خانم سلحشوری و سایر نمایندگان چرا بجای لابی و اصرار برای گرفتن سمت برای یک فرد مشخص، برای تخصیص ۳۰ درصد مدیریت ها به زنان که شعار رئیس جمهور بود پافشاری نمی کنند ؟ آیا خانم سعیدی در مقابل گلایه همکاران ۳۰ ساله ی خود که مطرح می کنند : ( چرا فردی را که آموزش و پرورش را رها کرده و منافع و موقعیت های بهتر را برگزیده و الان به سمت دلخواهش نرسیده است باید بیاید و معاون وزیر و مدیر کل شود و انهایی که خاک آموزش و پرورش را خورده اند در جا بزنند و سالها منتظر یک پله ارتقا باشند ؟ ) جوابی دارد ؟ چرا خانم سیاوشی و سلحشوری و دوستان شان برای تسهیل پیشرفت زنان آموزش تلاش نمی کنند ؟ این افراد می دانند چه جو نابرابری علیه مدیریت زنان در آموزش و پرورش وجود دارد و در اغلب شهرستان ها نسبت به مدیران زن جو سنگین است این ها احتمالا میدانید سهم زنان از مدیریت آموزش و پرورش در حدود ۳ درصد است چرا برای حل این مشکلات بیشتر تلاش نمی کنند ؟ خانم سیاوشی اخیرا در مورد حوادث مصاحبه ای کرده بود که مدعی شده بود : ( پیامی که آموزش پرورش می دهد، پیام خطرناکی است و آن این است که مدارس در حال ناامن شدن است. ) نمایندگان باید بجای لابی کردن برای گرفتن سمت دنبال تصویب قوانینی باشد تا این مشکلات مرتفع شود .

سالهای زیادی است که نمایندگان در عزل و نصب های آموزش و پرورش دخالت می کنند از گرفتن صندلی ریاست برای پسر خاله و باجناق گرفته تا گرفتن سمت برای دوستان در اموزش و پرورش رایج بوده است نمایندگان بیشتر بدلیل تاثیر و پتانسیل مدیریت و امکانات آموزش و پرورش در رای سازی و بدلایلی چون زیاد بودن تعداد صندلی مدیریتی و سفارش پذیر بودن وزرا و مدیران آموزش و پرورش علاقه بیشتری برای دخالت در عزل و نصب ها نسبت به سایر وزارت خانه ها دارند. اصلاح طلبان نیز معمولا در ظاهر شعار های مخالف این نوع رفتارها را می دهند ولی در عمل بسیاری از آنها هم مرتکب این رفتارها می شوند. نمایندگان اصلاح طلب و مدعی نزدیکی به اصلاحات باید توجه داشته باشند که این کار مثل بومرنگ به خودشان خواهد خورد و انها برای همیشه نماینده نیستند در دراز مدت ضرر خواهند کرد .

 

دخالت های نمایندگان و افراد سیاسی در عزل و نصب و سایر تصمیمات آموزش و پرورش در دوره ی بطحایی با شدت و شتاب زیادی رو به فزونی است از اعمال نفوذ در انتصاب افرادی چون مهاجرانی و خنیفر گرفته تا کنار گذاشتن افرادی مثل گرد و اعمال نظر در خصوص اجرای برنامه های آموزشی ، سند ۲۰۳۰ و آزمون سمپاد و … را شامل می شود قبلا در مقاله هایی گفته بودم عملکرد بد یوسف نجفی معاون پارلمانی و شاپور محمد زاده مدیرکل دفتر وزارتی باعث جولان دادن نمایندگان در ستاد آموزش و پرورش شده است از طرفی عدم قاطعیت بطحایی باعث شده تا هم غیر آموزش و پرورش به راحتی در مسایل اموزش و پرورش دخالت کنند هم در مدیران اموزش و پرورش هر کس ساز خودش را بزند بطوری که بنظر می رسد صدای بطحایی حتی در داخل ستاد هم چندان شنیده نمی شود. بطحایی توجه داشته باشد رفته رفته که به انتخابات مجلس نزدیک می شویم این سهم خواهی بیشتر خواهد شد اگر اینگونه پیش برود ممکن است در آینده ای نه چندان دور افرادی که معاونت ها را از او می خواهند صندلی خود او را نیز بخواهند .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *