نامه ی جمعی از معلمان آذربایجان شرقی به وزیر آموزش و پرورش در خصوص اتفاق پیش آمده در یک مدرسه ی تهران

اخبار

جناب آقای سید محمدبطحایی

وزیر محترم آموزش وپرورش جمهوری اسلامی ایران

باسلام واحترام

همچنانکه مستحضرید خبرتاسف بار هتک حرمت دانش آموزان غیرانتفاعی معین درغرب تهران موجی از انزجار وتنفردرجامعه راه انداخته و احساسات عمومی را بشدت جریحه دار کرده تا جائیکه مقام معظم رهبری از شدت اندوه بصورت بی سابقه ای مدتی پس از انتشار این خبر طی دستوری به ریاست محترم قوه قضائیه دستور رسیدگی و برخورد قاطع صادر فرمودند تا بدین وسیله علاوه بر احقاق حق، آرامش را به جامعه نگران و طوفان زده بی مسئولیتی مدیران آموزش وپرورش برگردانند و جنابعالی هم با توئیت های مختلف سعی در وانمود صیانت ازحیثیت برباد رفته فرهنگیان دارید اما باپوزش بسیار خدمت شریفتان عارضیم که جناب وزیر عمدا یا سهوا به جامعه بحران زده آدرس اشتباهی پست می فرمایید فرهنگیان و بخش صف آموزش و پرورش در بروز چنین فاجعه ای مطلقا نقش نداشته که شما مجبور به دفاع از حیثیت فرهنگیان شوید بلکه این رسوایی تاریخی بصورت کامل نتیجه سوء عملکردمدیریت بخش ستادی آموزش وپرورش می باشد . وزیری که مدیران کل و روسای ادارات خود را نه برمبنای شایسته سالاری بلکه صرفا با رویکرد مولفه های قدرت(نمایندگان مجلس،معاونین رئیس جمهور،مراکز امنیتی،اشخاص متنفذ،چاپلوسی وبده بستانهای اقتصادی سیاسی وحفظ پست به هرقیمتی) بخاطر تطمیع قوه نظارتی جهت چشم پوشی از بازخواست ضعفهای عملکردی دستگاه و اغماض از اعمال وظایف نظارتی منصوب می کند باید بطور طبیعی منتظر چنین رویکرد فاجعه باری میشد چرا که امروز هرکدام از منصوبان جنابعالی هر یک بنوعی پشت شان به یک قدرت خارج از آموزش وپرورش گرم بوده وکوچکترین تره ای برای بازرسی نظارت پاسخگویی و مواخذه خرد نمیکنند و خیالشان از بابت عدم انجام وظایف ذاتی شان راحت بوده ودر مواقع لزوم با فشاردادن دکمه تماس موبایلشان هر عنصر مزاحم بازرسی و بررسی را از سر راهشان برمیدارند امروز وقتی مدیرکلی با گستاخی هرچه تمام تر در خفا و جلا می گوید وزیر جربزه و قدرت برخورد با مرا ندارد وزارتش را مدیون لابیگری من با نمایندگان مجلس هست به اشارتی توان قرائت غزل خداحافظی برلبانش را دارم چرا باید چنین مدیر کلی ذهن خود را دغدغه حفظ شرافت وناموس بچه های مردم بکند وقتی مدیرکل منصوب شما با پولهای خارج از شمول ودرآمدهای اختصاصی خانه معلم متعلق به معلمان بازرسان اعزامی شما علیرغم پرداخت هزینه ها و حق ماموریت از محل بیت المال یک هفته کامل از خوراک و رفاه وگردش گرفته تا…بصورت کامل پذیرایی می کند و در پایان ماموریت با اهدای هدیه بدرقه شان می کند و به یمن آن جناب مدیرکل تمامی فک و فامیل، همشهری و برادر، پسرخاله و … خود را با چک تضمینی امنیتی سر مسئولیتها بگمارد و بگوید تا من هستم کسی جرات نخواهد کرد پلک شما را پف کند چطور شما انتظار دارید از آنچه درون مدارس و آموزش وپرورش میگذرد باخبر شوید ؟ آقای وزیر قبول بفرمایید قوه باصره و سامعه وزارت تحت امر شما کر و کور شده و از کار افتاده است در آموزش و پرورشی که مدیر ناحیه ای با وقاحت هرچه تمام تر به مدیران مدارس غیرانتفاعیش بگوید شما مدیر نیستید عرضه ندارید اگرعرضه داشتید الان بواسطه شما جیب های من پر از کارت هدیه بود. در اینچنین مدارسی غیرانتفاعی ها که با پرداخت پول و خرید رئیس ناحیه و مدیرکل براحتی میتوانند هر کاری انجام دهند و امکان تجاوز به ۱۶ دانش آموز هم خواهد بود. تاسف بار تر اینکه رئیس کمسیون آموزش وتحقیقات مجلس بیاد و بگوید اگر مورد تجاوز قرار گرفتید به مجلس زنگ بزنید و اطلاع دهید ! آقای وزیر با رویه ای که در پیش گرفته شده و فقط مولفه های قدرت شاخص اثرگذاری شده است نه معلم نه اولیا نه دانش آموز،پس منتظر رسوائیهای جدی تری باشید معلمان کاره ای نیستند تیم مدیریتان را دریابید‌.

 

با احترام مجدد جمعی از فرهنگیان استان آذربایجانشرقی

3 نظر در “نامه ی جمعی از معلمان آذربایجان شرقی به وزیر آموزش و پرورش در خصوص اتفاق پیش آمده در یک مدرسه ی تهران

  1. سلام علیکم لطفا این جمعی از فرهنگیان را که خودشان را نماینده ۴۳ هزار فرهنگی استان معرفی می کنند و با زبان روزه البته اگر روزه باشند اراجیفی سراسر تهمت را به هر کسی که دلشان بخواهد نسبت می دهند معرفی فرمائید تا مشخص شود چند نفر از ۴۳ هزار نفر هستند که داعیه نمایندگی فرهنگیان را دارند. لازم به ذکر است اینکه گفتم اگر روزه باشند چون تهمت منجر به سقوط ارزش معنوی روزه می باشد طبق روایات

  2. باسلام
    لطفااعلام فرمایین ببینیم شماجمعی ازفرهنگیان که به نمایندگی از۴۰هزارفرهنگی آذربایجانشرقی اظهارنظرمیفرمایین خودتان چن نفرهستین

  3. آفتاب آمد دلیل آفتاب. انگار بعضی از عزیزان چشم خود را بر حقایق و اتفاقات بسته اند و هی می گویند انشاءالله که گربه بود و گویا این همه معضل و مسئله در نظر ایشان هیچ است و نباید هیچ بنده خدایی زبان به شکوه و شکایت بگشاید چرا که ” صلاح مملکت خویش خسروان دانند” و بس.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *