ضرورت آگاهی دهی در خانواده و مدرسه(نویسنده:محمدرضا نیک نژاد / کارشناس فرهنگی)

سرویس یادداشت

آنچه را در روزهای گذشته در مدرسه ای در غرب تهران اتفاق افتاد باید جدی گرفت. ضربه هایی که دانش آموزان، خانواده ها و کادر آموزشی یک مدرسه از چنین اتفاق هایی می خورند بسیار وسیع است. البته خانواده دچار بحران های بسیار شدیدی می شوند که باید با تصمیمات دقیق کلان تر از تکرار آن جلوگیری کرد. وظیفه آموزش و پرورش و مسئولان است که در یک حرکت چندسویه تغییراتی را در سیستم شان ایجاد کنند. آموزش و پرورش باید فیلترهای بسیار دقیق تری برای استخدام معلم ها و ناظم ها هم در مدارس دولتی و هم در مدارس غیرانتفاعی بگذارد تا دیگر شاهد چنین اتفاق هایی نباشیم. باید بررسی کنیم چه طور شد که چنین فردی وارد سیستم آموزشی شد و اینکه مدارس دیگر دچار این مشکلات نشوند. باید پیگیر شویم که چرا این مدرسه غیرانتفاعی سراغ چنین آدمی رفته و او را در مجموعه اش به خدمت گرفته است. من فکر می کنم علت استخدام چنین جوان هایی این است که می خواهند دانش آموزان با قشری جوان در ارتباط باشند تا مشکلات شان را راحت تر مطرح کنند و از سوی دیگر این نیروها به علت اینکه سابقه کم تری دارند حقوق شان کمتر است. به هر حال یک معلم باسابقه حقوقی که طلب می کند به اندازه همان حقوقی است که در آخرین دوره خدمتش دریافت می کرده و به کمتر از آن راضی نمی شود. مدرسه هم باید آن را تامین کند. اما جوان ترها برای بالا رفتن سابقه کار هم که شده در این مدارس استخدام می شوند. البته نباید این موضوع را نادیده گرفت که تعداد زیادی از این نیروهای جوان خالصانه و صادقانه کار می کنند و در بسیاری از موارد بدون بیمه و حقوق مورد استثمار قرار می گیرند. اما در جامعه چنین اتفاق هایی هم رخ می دهد و باید آن را از پیش کنترل کرد. وظیفه آموزش و پرورش این است که موانع گزینشی را کارشناسی شده تر انتخاب کند و از سوی دیگر نظارتش را از روی این نیروها برندارد تا چنین فجایعی اتفاق نیفتد. به هر حال هر انسانی حقوقی دارد و باید به آن آگاه باشد. ما باید در درجه اول خانواده‌ها را در آموزش های جنسی به فرزندان شان آگاه کنیم و در قدم بعدی بچه ‌ها را. من به عنوان پدر یک پسری که در دوران بلوغ به سر می ‌برد باید ویژگی های این دوران را بشناسم تا او هم بتواند راحت تر از این دوران عبور کند. الان طوری شده که بچه ها مسائل دوران بلوغ و جنسی را میان دوستان شان مطرح می کنند و کمتر درباره مسائل این دوران با خانواده نزدیک هستند یعنی طوری که صورت مساله را پاک می کنند. در نتیجه خانواده‌ها خیال می کنند که چقدر فرزند خوبی دارند در صورتی که نمی دانند فرزندشان دچار بحران‌های فراوانی است که از آن ها پنهان می کند. به هر حال مراحل رشد در ذات آدم ها نهاده شده و پدر و مادر چه دل شان بخواهد و چه نخواهد این دوران می گذرد چه بهتر که با آموزش و با رویه درست باشد. ما باید به عنوان پدر و مادر و مسئول این اطلاعات را در اختیار بچه ها قرار دهیم تا اینکه آن را به صورت ناقص از گروه‌های همجنس خودشان دریافت کنند.

منبع:روزنامه قانون

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *