دانش آموزانی که از فقدان آموزش مراقبت های جنسی ضربه خوردند…(نویسنده:زهرا علی اکبری)

سرویس یادداشت

مسئولان پاسخ دهند که دقیقا چقدر دیگر باید از سوء استفاده های جنسی و عدم آگاهی دانش آموزان در  رویارویی با چنین شرایطی ، جامعه دچار تشنج و نگرانی شود تا فکری به حال این اوضاع بی اخلاقی  و بلبشوی نا امنی شود؟ چقدر دیگر باید ضربه بر پیکر مظلوم ترین  و پاک ترین قشر جامعه زده شود تا مسئولان به فکر چاره بیفتند؟ جالب اینجاست  به جایی رسیده ایم که اخبار ناخوشایندِ آزارهای جنسی و اتفاقات ناخوشایند ،دیگر از کوچه و خیابان نیست ،  از جایی به گوش می رسد که امن ترین مکان اجتماعی  است. جایی که خانواده ها با خیال آسوده فرزندان خود را به آن می  سپارند و دانش آموزان با امنیت جسمی و روحی در آن به تحصیل می پردازند. ناخرسندانه این بار اخبار دلخراش سوء استفاده جنسی از مدرسه به گوش رسید.

 

آنان که در بحث پیشگیری از آسیب های اجتماعی به جای ورود عالمانه و آگاهانه بر طبل شانتاژگری زدند که با طرحآموزش مراقبت های جنسی(خود مراقبتی)، دین به خطر می افتد، حالا باید پاسخگوی دانش آموزان پسر آن دبیرستان در منطقه ۲ شهر تهران باشند. تنگ نظرانی که آگاهی دانش آموزان را خطری برای خود می دانستند اکنون به زوایای نابودی روحی و جسمی دانش آموزانی بیاندیشند که باید سالیان سال تحت درمان باشند تا بتوان گوشه ای از آلام روحی شان  را ترمیم کرد. از نوجوان آزاد اندیش ِکنجکاوی  که برای شناخت پیچیدگی های جسم خود در اولین پرسش هایش ، ضربه های جسمی و جنسی خورده است از این پس چه انتظاری دارید؟  با  فرو ریختن پایه های اعتماد دانش آموزانی که به باور خودشان به الگوی اخلاقی و انسانی مدرسه شان ( گویا فرد روانی مذکور معاون پرورشی دبیرستان بوده است)پناه برده اند، چه میزان بازخوردهای اشاعه دهنده ی مخرب  در بین دانش آموزان دیگر خواهید داشت؟ روح  به درد می آید و جان به فریاد می رسد وقتی کلیپ های این حادثه دلخراش را در فضای مجازی می بینی .

در یکی از این کوتاه فیلم ها  که دانش آموزی مخفیانه در حال تصویر برداری است، جملاتی ما بین دانش آموزان  و فرد خاطیِ روانی رد و بدل می شود که بی اندازه شرم آور و تاسف برانگیز است. در این کلیپ فردی را می بینی که   به جای آن که در کسوت معلمی با داشتن اخلاق و منش فاخر  و کلمات و جملات متین الگوی دانش آموزان خود باشد، با رها کردن فضا به سمتی که دانش آموز نوجوان به دنبال بازپرسی بیشتر زوایای  آن  هستند، همه ی باور انسان را از آدمیت و شرف فرو می ریزد. با دیدن این کلیپ ها تنها می توان گفت: چه بر سر این جامعه آمده است؟

معلمی که با استخدام خود از چندین فیلتر علمی و گزینشی و حراستی عبور می کند اکنون این چنین چندش آور متهم می شود. حتی در مراحل استخدام هم  نتوانستیم  انتخاب ها را اندیشمندانه مدیریت کنیم. چند سال است دلسوزان اجتماعی و آموزشی کشور فریاد می زنند ، مسئولین بپذیرند  باید به دانش آموزان آگاهی داده شود، باید به آنها خود مراقبتی آموزش داده شود ، باید به آنها گفت که گرگ در هر لباسی به آنها نزدیک می شود و چگونه باید از خود نگهداری کنند… اما کو گوش شنوا؟ کو دل نگران؟ کو دغدغه ی نوجوان؟

بی شک اکنون جو بی اعتمادی که  با طرح این آزار جنسی در جامعه پیش آمده  و دل نگرانی هایی که برای خانواده ها به دنبال آن ایجاد شده، متزلزل شدن ایمانِ سرمایه های اجتماعی را خواهیم داشت. کجای مسیر را اشتباه رفته ایم که دست به سینه نشسته ایم و هر روز مشاهده گر افزایش آسیب های اجتماعی هستیم و هیچ اقدامی نمی کنیم؟ وقت آن رسیده که از این ورطه ی نابودی جسمی و روحی دانش آموزان مان بیرون بیاییم. باورکنید نجات روان دانش آموزان و آینده سازان این مملکت از آسیب های احتمالی، ارزشمندترین کاری است که باید انجام بگیرد. دانش آموزان مان خودکشی می کنند، مواد مخدر مصرف می کنند ،مورد سوء استفاده جنسی قرار می گیرند ، روح و روان شان افسرده می شود، باورشان خدشه دار می شود اما….هیچ برنامه ای نداریم که نجات شان دهیم و زندگی را برای شان معنا کنیم…نه می گذارند آموزش و پرورش کامل و جامع به برنامه های پیشگیری از آسیب های اجتماعی جامه عمل بپوشاند و نه خودشان قصد چنین اقدامی را می کنند.دست بر سینه نشسته اند و هر روز داغ دل ما را بیشتر می کنند.

سر و صدای این ماجرای هولناک و دلخراش هم به زودی خواهید خوابید و جامعه دوباره چشم به اقدامات نهادهای متولی امر برای آموزش و پیشگیری خواهند بود، این نوبت را کوتاه نیایید و پیگیرآموزش برنامه های خود مراقبتی باشید.

منبع:مردم سالاری

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *