جامعه خشن مدرسه خشن(نویسنده:مهین برخوردارى)

سرویس یادداشت

چرخه  خشونت همواره به باز تولید خشونت در اشکال مختلف مشغول است‌. خشونت از خشونت ذهنی و تنفر درونی نسبت به کسی یا چیزی شروع میشود و در ادامه به خشونت کلامی و ناسزا گویی و تمسخر و تهدید و متلک میرسد. اگر خشونت در این مرحله متوقف نشود فرد یا گروه به بدترین و آخرین مرحله خشونت که خشونت فیزیکی است روی می آورد. از وقتی رسانه ها و شبکه های اجتماعی مجازی گسترش پیدا کردند فرصتی شد تا خشونتهای مختلفی که در سرتاسر جهان از دورترین روستاها تا مراکز شهرها در جریان است توسط شهروند عکاسان و شهروند خبرنگاران اطلاع رسانی شده و افکار عمومی را نسبت به آنها حساس کنند. همزمان در روزی که عده‌ای از معلمان برای اعتراض نسبت به شرایط نابسامان و حقوق اولیه خویش در تهران دست به تجمع مسالمت آمیز زده و مورد خشونت واقع میشوند خبر می‌رسد معلم پرورشی در آبادان گیسوی دختر ۱۲ ساله ای را به جرم بیرون بودن از مقنعه قیچی میکند.‌ آنکه با قدرت اندک خویش موی دختری را میچیند و آموزش و پرورش منطقه پاسخی میدهد به افکار عمومی که دخترک چندبار تذکر گرفته بود و فقط دوسانت از موهایش کوتاه شده بود مقصرتر است از سیستم خشنی که معلمان را در تجمع مدنیشان مورد ضرب و شتم و بازداشت قرار میدهد
چرا که وظیفه معلم اساسا وظیفه‌ ای اخلاقی است. از هر سو و هر مکتب فلسفی که به حرفه معلمی بنگریم معلم به دلیل آنکه در تربیت به مثابه امری اخلاقی درگیر است باید خود اسوه اخلاق باشد. نمیتوان رفتار پلیس را که در گوشه‌ای از این مملکت دختری را به جرم بدحجابی مورد ضرب و شتم قرار داده یا به معلمان یورش برده است با معلمی که در گوشه‌ای از آبادان دانش‌آموزی را تحقیر و مورد توهین قرار دهد یکی دانست.
جوابیه آموزش و پرورش منطقه مربوطه عمق فاجعه را بیشتر نشان میدهد آنجا که در بیانیه صادره میگوید: بستری شدن دانش‌اموز از اساس کذب است. اینکه دانش‌ آموز چه تبعات روانی و احساسی را از امروز تا آخر عمر بابت این رفتار معلم به اصطلاح پرورشی با خود حمل خواهد کرد چیزی مهمتر از حملات آسم عصبی است.
خشونت آن پلیسی که تجمع معلمان را بهم میزد از خشونت رفتاری ان معلم در مدرسه آغاز میشود و به سطح جامعه تعمیم میابد. هر کدام از ما خاطرات گوناگونی از خشونت کلامی تا فیزیکی برخی معلمان به خاطر داریم. خشونتهایی که گاه زندگی ما را برای همیشه تحت تاثیر خود قرارداده است. از این رو برخورد با چنین معلمی قطعا اولویت بیشتری نسبت به برخورد با پلیس خشونت طلب دارد چرا که کار پلیس ذاتا از نوع قهری و کار معلم از اساس بر پایه مهری والدانه استوار است.
بهتر است قفلهای زنجیر خشونت که هر روز ما را بیشتر به قهقرا میبرد جایی قطع شود و چه جایی بهتر از مدرسه برای آغاز صلح‌آموزی.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *