دانشگاه اسلامی، آری یا نه… ( نگارنده: زهرا علی اکبری)

سرویس یادداشت

علیم و تربیت از ارکان مهم ، آینده ساز و زیر بنایی هر مملکتی است. آموزش بهمراه کسب مهارت های لازم برای زندگی شایسته و تربیت نسلی متعهد و پایبند به اصول، دغدغه ی هر کشوری است. اما  در  تربیت چنین نسلی با باوری پایدار به  عقاید و ارزش های  ملی – مذهبی چه  عواملی  می توانند نقش آفرینی کند؟ مدرسه خاستگاه اولیه و بی شک مهم ترین نهاد در تربیت افراد با شاخص های ملی – مذهبی است.اینکه موثرترین وسازنده ترین سال های ساخت شخصیت آدمی در دوران تحصیل در مدرسه می باشد، به متولیان امر تعلیم و تربیت و مسئولین  دولتی کمک می نماید تا با برنامه ریزی هدفمند ضمن حمایت از آرمان های حکومتی و تدوام اندیشه ها و فرهنگ محقق شده در جامعه، به رشد و تعالی افراد و توسعه کشور دست بیابند.

بنابراین برای تعالی و  نگهداشت همیشگی آداب و  ارزش های  سنتی ، مذهبی و ملی تنها در مدرسه می توان دست به اقدام و برنامه ریزی زد.دانشگاه محلی فراتر از مدرسه با رسالت هایی متفاوت می باشد. دانشجویی که با زمینه ی مذهبی و فرهنگی خاص و از پیش تعیین شده وارد دانشگاه می شود اشتیاقی برای همسویی خود با آرمان های دانشگاه و تغییر دردیدگاه های خود ندارد. البته اگر در هر امری بیان اندیشه و در پی آن آزادی و تبادل نظرباشد،  چه بسا همین عدم اشتیاق به تغییر تبدیل شود.

مدت زیادی است که در محافل علمی دانشگاهی کشور بحث اسلامی شدن دانشگاه ها با جدیت سندی و فراموشی در اجرا مطرح شده است . این مجال فرصتی برای بیان چرایی بودن و نبودن این امر در دانشگاه هاست.

دانشجو با تربیت خانوادگی ،گذراندن دوران تحصیل عمومی در مدرسه بهمراه آموزش های دینی ، حضور در جمع همسالان و بهره گیری از رسانه های دیداری و شنیداری، عقبه ای برای مذهب و اندیشه های دینی  خود دارد و از آنجا که در امور دینی آدمی دارای اختیار و انتخاب است در نتیجه علاقه ای به پذیرفتن جبر دانشگاهی در این امور ندارد. در حال حاضر در تمامی دانشگاه های کشور تعظیم شعائر اسلامی و ملی با برگزاری مراسم ها ی ملی – مذهبی ، گرامیداشت ایام ، جلسات گفتگوی دینی، متون درسی مربوطه و…انجام  می پذیرد  و جذب و گزینش اساتیدبر مبنای پایبندی به مبانی و آرمانهای نظام جمهوری اسلامی ایران . نظارت و ارزیابی مستمر اعضای هیئت علمی.حل مشکلات معشیتی دانشجویان ،  ارزیابی هدفمند و مستمر علمی دانشجویان.احداث مساجد و نمازخانه و…  اینها مواردی نیستند که بخاطرشان دست به سند نویسی اسلامی بزنیم  . مثال های بیان شده و موارد مشابه آن که در سند ذکر شده جز خصیصه های بارز و موجود دانشگاه های کشور است  نیازی نبوده و نیست که بخواهیم نگران شویم و سند ملی در این رابطه تدوین نماییم.

اینکه بخواهیم با پیوند زدن دانشگاه به واژه اسلامی و تغییر متون علمی بر اساس مذهب مان  ، به اهداف دولتی خود برسیم دور از انصاف منطقی و علمی است. یک وقتی هست هدف از متناسب سازی متون درسی با دانسته های اسلامی ،فراهم نمودن بستر برا ی ترویج  و توسعه ی دانش دانشمندان اسلامی است  که خیلی هم  این هدف  متعالی ست  . اما اگر کمی صادق باشیم باید پذیرفت که در دنیای علم مرزی برای مذاهب وجود ندارد و همگان هم راستا با نظریه ها و قوانین موجود – اسلامی و غربی- گام بر می دارند.

اسلامی شدن در وقت و مکان خودش بسیار هم با ارزش و قابل تحسین است اما دانشگاه جای آن نیست،هرچند که پر واضح است که در حال حاضر دانشجویان ، اساتید و متون درسی دانشگاهی همگی از قید اسلامی و داشتن حداقل ها برخوردارند و جای نگرانی وجود ندارد. خلاف عقیده حاکم بر سند دانشگاه اسلامی باید اذعان نمود، حضور اقشار مختلف مذهبی با عقاید وسطوح دانش و تجارب  متفاوت  می تواند  به ارتقای علمی دانشجویان و همچنین تقویت بینش مذهبی آنها کمک نماید.

ناگفته نماند در سند دانشگاه اسلامی مصوبه شورای عالی انقلاب، راهبردهای وزینی  گنجانده شده است همچون گسترش و تقویت ایمان و اعتقاد اسلامی، تهذیب و تزکیه نفس و اعتلای عقلانی و علمی ،که اگر با هدف گسترش مرزهای اسلام و توانمندی اندیشمندان آن همراه باشد کاری بس ارزشمند است. اما زمانی که از سوی برخی صاحبنظران ، اسلامی شدن، با تفکیک جنسیتی در دانشگاه برابری می کند،جز غم و اندوه عدم درک صحیح از کمال  انسانی چیزی دیگری بر جای نمی ماند. تنظیم روابط بین دانشجویان دختر و پسر(تفکیک جنسیتی) رامنظور کردن و با این عمل ، شخصیت دانشجو را هدف قرار دادن برای محیطی علمی و دانشگاهی – که از طرفی نهادی اجتماعی و عمومی است- تفکر و طرح مناسبی نیست. حتی اگر فرض این باشد که اندیشه حاکم بر این طرح و حتی سند دانشگاه اسلامی، تدوام ارزش های والای انقلاب اسلامی است،باید گفت جای این گونه اندیشه های حکومتی و تدوام ها در دانشگاه نیست.ما نمی توانیم و حق نداریم خواسته ی حکومتی خودمان را در ذهن قشر جوان ترزیق کنیم. اگر انقلاب اسلامی ما به دنبال پیروزی خودش ارزش هایی را به همراه داشته- که صدالبته داشته است- جای درک آن ارزشها ، پذیرفتن و پایبندی و همراه شدن با آن آرمان ها و نظام ، در دانشگاه نیست . دانشگاه برای آن است که بتوان در کنار اندیشه های مخالف و موافق و نظرات خوب و بد،  ارزش های انقلاب را پربارتر نمود و گسترش داد، نه آنکه  آن را تکه ای جدا از آرمان ها بدانیم و برای یکسان سازی با اجتماع – از فرط نگرانی های کاذب- سند تهیه نماییم.  باید قبول کرد از دل همان دانشگاه های عادی بدون پسوند اسلامی ، افرادی چون باکری ها و همت ها با پایبندی به اهداف انقلاب اسلامی برای این مملکت حماسه آفریدند. برای نگهداشت  احساس تعهد و مسئولیت نسبت به رشد و تعالی جامعه و تحقق اهداف و ارزش های اسلامی ،دانشگاه دیر است، باید اسلامی شدن را در جای دیگری پیگیری کنیم .

منبع:معلم ایرانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *