راه دشوار فرآیند تربیت در آموزش و پرورش(امیرعباس میرزاخانی،معلم و فعال رسانه‌ای)

سرویس یادداشت

آموزش و پرورش با به رسمیت شناختن تشابهات ضروری زندگی جمعی، تجانس فرهنگی را از طریق آموزش‌های رسمی تقویت می‌کند و به آن تداوم می‌بخشد. یکی از اهداف اصلی نظام تعلیم وتربیت، اجتماعی کردن افراد است، مدارس به عنوان واحد مجری مصوبات آموزش و پرورش و کانون تحول بنیادین، در فرآیند آموزش نقش اساسی و بی‌بدیلی را ایفا می‌کنند و به دانش‌آموزان می‌آموزانند، ارزش‌های خاصی مثل پیشرفت و برابری فرصت‌ها را حفظ کنند.

 

مدارس ایدئولوژی‌های خاصی را به دانش‌آموزان انتقال می‌دهند؛ ایدئولوژی‌هایی که نابرابری درآمد و موقعیت طبقه اجتماعی را پیامدهای منطقی اختلاف در موقعیت تحصیلی می‌دانند. دانش‌آموزان در نتیجه پذیرش ایدئولوژی‌ها، انتظارات خاصی را در خود شکل می‌دهند.

 

«باور‌پذیری ارزش‌ها و مسوولیت‌پذیری» براین اساس استوار است که دانش‌آموزانی که کارهای‌شان را به خوبی انجام می‌دهند، باید تشویق شوند. مدارس با جداکردن و برگزیدن دانش‌آموزان از طریق فرآیند انتخاب که در قالب سیستم پاداش و تشویق کوشش دانش‌آموزان اجرا می‌شود، نابرابری را امری طبیعی و قابل قبول جلوه می‌دهد. در چنین ساختار ایدئولوژیکی، تفاوت‌های فردی را به پیامدهای حرفه‌ای و طبقه اجتماعی مرتبط می‌کند وآنها را عادلانه جلوه می‌دهد و براساس آن مانع از رنجش بازندگان رقابت می‌شود و مطابق چنین حسی تعارضی بروز نمی‌کند و با ایجاد ارزش‌های اجتماعی، یکپارچگی فرهنگ جامعه حفظ می‌شود.

 

از دیگر ماموریت‌های آموزش وپرورش بر اساس سند تحول بنیادین، احترام به انسان و اصیل شمردن آزادی‌های دانش‌آموزان مبتنی بر تربیت متوازن مطابق ساحت‌های ششگانه مندرج در این سند است، لذا دراین راستا می‌کوشد با فراهم کردن فرصت تجربه ورزی به شکوفایی این جنبه الهی انسان کمک کند.

 

یکی دیگر از ماموریت‌های نظام تعلیم وتربیت، احترام به انسان و اصیل شمردن حسّ پرسشگری، نقادی و خردورزی دانش‌آموزان است و براین اساس تلاش می‌کند زمینه پرورش عقلانیت و خردورزی متعلمان خود را فراهم کند؛ وزارت آموزش وپرورش به عنوان تنها نهاد رسمی متولی آموزش کودکان ۶ تا ١٨ سال کشور لازم است زمینه ایجاد یکپارچگی اجتماعی و وفاق جمعی را فراهم سازد و به استقرار نظم و انضباط اجتماعی، شکل دادن به قواعد و هنجارهای اجتماعی و ایجاد آگاهی نسبت به آنها و انتقال فرهنگ دینی، ملی و بومی کشور از نسلی به نسل بعدی کمک کند.

 

آموزش وپرورش به منظور آماده‌سازی و تربیت انسان می‌کوشد، زمینه و امکان آشنایی با دانش و آموزه‌های انسانی، ارتقای سطح آگاهی‌ها و دستیابی به دیدگاه‌ها و بینش مناسب، نسبت به خود، جامعه هستی و مبدا آفرینش را فراهم سازد. فراگیری «فوت و فن» کار و افزایش کارآمدی و مهارت آموزی، به این منظور که افراد نقش موثری در زندگی اجتماعی برعهده بگیرند، از دیگر ماموریت‌ها و مسوولیت‌های آموزش وپرورش رسمی است.

 

تربیت غیررسمی، جریان سیّال، مستمر و همیشگی و در عین حال دارای وجوه مختلفی است و به موقعیت خاص و شرایطی معین، محدود نیست. یکی از ویژگی‌های تربیت نهفته، غیروابسته بودن آن به موقعیت‌های ویژه، شرایط معین و زمان‌بندی خاص است. انجام این نوع تربیت مسوولیت اجتماعی همه افراد و نهادهای اجتماعی، دستگاه‌های فرهنگی و آموزشی کشور است، پر واضح است که تربیت انسان مطابق با اهداف سند تحول بنیادین- که باید به مراتبی از حیات طیبه دست پیدا کند- فرآیندی بسیار دشوار ودیربازده است؛ لذا نمی‌توان آن را به عنوان یک ماموریت مستقل به نهادی مانند وزارت آموزش و پرورش که با وجود اختیارات ناچیز و محدودیت منابع اعتباری، بار مسوولیت و توقعات کمرشکن بسیاری از دستگاه‌های دیگر را به دوش می‌کشد، واگذار کرد و نتایج خاص و ویژه‌ای را از آن توقع داشت.

 

روزنامه اعتماد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *