به مناسبت روزجهانی زبان مادری (زینب شفیعی)

سرویس گزارش

زبان مادری جزء لاینفک وجود آدمی است و با سلول های بنیادی وجود او گره خورده است. انسان در وجود زبان مادری است که قادر است به معنی واقعی لذت و درد ، عشق و نفرت و دشمنی و دوستی دست یابد و آن ها را با تمام وجود احساس کند . احساسی که از اعماق وجودش نشات می گیرد. من “کرد” (برای مثال) تنها و تنها در وجود زبان مادریم است که می توانم لذت وجودی جمله دوستت دارم (خوشم ئه وییت) را در عمق درونم احساس کنم و جریان دوست داشتن در رگ هایم جاری شود .

زبان مادری زبانیست که از مادر، پدر و نزدیکانمان آموخته­ایم. بنا به نظر برخی از پژوهشگران کودک در رحم مادرش با زبان مادریش آشنا می­شود و هنگام به دنیا آمدن که گریستن آغاز می­کند اگر به زبان مادری با وی سخن گفته شود، گریه­ش را قطع کرده گوش می­دهد.

کودک با گذشت زمان و شنیدن مکرر، زبان مادریش را آموخته آغاز به ادای آن می­کند. کم کم با ساختن جملات کوتاه آغاز به سخن گفتن به زبان مادری می­کند. در طول زمان کوتاهی می­آموزد تا با زبان مادریش احساسات و خواسته­هایش را به اطرافیان خود تفهیم نماید. با زبان مادریش با دیگران رابطه برقرار کند. با همین زبان بازی می­کند، می­خندد، می­گرید و وارد مشاجره و بگو مگو می­شود. تنها و تنها با زبان مادریش است که قادر می­شود دنیای پیرامون خود را بشناسد و بیان نماید. با سخن گفتن به زبان مادریش از فردیت و تنهایی خویش خارج گشته از تعلق خود به گروه همزبانش آگاه می­شود. او با مهر و محبت، اعتماد و امنیتی که این تعلق به وی ارزانی داشته است، زندگی می­کند.

معمولا آغاز مدارس روزی است که کودکان جهان به امید یادگیری نوشتن و خواندن و همینطور آشنائی با دوستان جدید با اشتیایق انتظارش را می­کشند. این در حالی است که متاسفانه بسیاری از کودکان که برای نخستین بار قدم به محیط آموزشی می­گذارند از عاقبت تاریکی که به وسیله کلاسهای درسی برایشان تدارک دیده شده است، بی­خبرند. چرا که این کودکان بزودی پی می­برند که آموزش به زبان مادری نه تنها وجود ندارد، بلکه استفاده از زبان روزمره و مادری حتی با شرم و کیفر نیز همراه می­باشد.

محروم کردن میلیونها کودک از داشتن حق آموزش به زبان مادری خویش یکی از شنیع ترین نوع تضییع حقوق بشر است. هنگامی که ازابتدایی ترین حق خود یعنی تحصیل به زبان مادری دفاع می کنیم ، به ما گفته می شود که تاریخ این حرفها گذشته، امروز عصر جهانی شدن است و زبان فقط وسیله تکلم و تفاهم است و فرقی نمی کند با چه زبانی صحبت کنی و بنویسی! زبان فقط وسیله تفهیم و تفاهم نیست ! زبان دروازه ذهن انسان به محیط اطراف و شالوده ذهنی اوست! انسان با زبان است که محیط خود را درک می کند و نظام فکری اش شکل می گیرد. زبان وسیله خلاقیت و روشنفکری است! تا زمانی که ملت شکست خورده ای ، زبان خود را از دست نداده است، امید پیرزی برایش وجود دارد.◊ برنامه­ها و مطالب درسی معمولا واژگان فراوان و مطالب درسی پیچیده­ای راشامل میگردند و این مطالب درچارچوب تدریس مدرسه­ای معنادار و کلاسی، یاد گرفته می­شوند. ازانجاکه رشد مستمر علمی دانش­آموزان مورد تأکید مدرسه و نظام آموزشی میباشد ضعف در زبان تحمیلی برای دانش آموزان میتواند موجب تاخیر درارتقاء علمی، شکست تحصیلی و مشکلات عاطفی و روانی گردد. دراین شرایط زمان زیادی معمولا هدر رفته و متعاقباً مردود­ی­های متعددی را در پی می­آورد. درهرمورد .با این حال امکان رشد مستمرعلمی و پیشرفت تحصیلی به زبان مادری قابل وصولتر وامکانپذیرتراست. چرا که محیط خانوادگی و فرهنگی دانش­آموزان انگیزه‌های فراوانی جهت ارتقای سطح تحصیلی فراهم می‌آورد.

 

◊ زبان در شکل‌گیری سطوح تفکر ومراحل رشدشناختی اهمیت بسزایی داشته و معمولابا رشدشناختی و سطوح تفکرفرد ارتباط مستقیمی دارد. آموزش به زبان مادری می‌تواند. به خاطرتعامل پویای فرد باخانواده و محیط زندگی به عنوان عامل مهمی دررشدشناختی بوده و در صورت نبود این آموزش، آموزش زبان تحمیلی به نقشهای محدود و ساده شناختی و مهارتهای پایین اجتماعی محدودگردیده و امکان خلاقیت علمی را کندتر می‌کند. با توجه به اینکه محتوای مطالب درسی چندان ساده، نظام‌مند و به دور از توالی مصنوعی نمی‌باشداهمیت این مساله دوچندان می‌باشد.

تدریس تنها به زبان تحمیلی می­تواند اعتماد به نفس، اضطراب، فراراز مدرسه، ارتباط با همسالان، موفقیت درسی و سازگاری کودکان راتحت الشعاع قراردهد.

 

◊ ارتباط، به منزله‌ی مبادله افکار و اطلاعات است و متداول‌ترین شیوه‌ی ارتباطی نوع انسان، زبان است زبان دارای کنش دوگانه‌ای است و می‌توان آن را هم وسیله‌ی شناخت یعنی ابزار فکر و هم وسیله‌ی ارتباط یعنی ابزار زندگی اجتماعی دانست. وابستگی تنگاتنگ زبان با رشد موجب می‌شود که اکتساب آن از تعامل‌های فرد با جهان جسمانی و جهان اجتماعی اجتناب‌ناپذیر باشد. هر بی‌نظمی در رفتارهای کلامی، می‌تواند آثار کم و بیش مهم بر زمینه‌های ارتباطی و عاطفی با والدین داشته باشد، تعامل مادر ـ کودک به همراه راهنماییهای کلامی مادر یا والدین که بستگی به سطح آگاهی و دانش وی دارد، زیربنای رشد مهارتهای ارتباطی و کلامی کودکان را تشکیل می‌دهد. فضای غنی فرهنگی قومی نیز می‌تواند تأثیر مطلوبی در فراهم‌آوردن محیطی مناسب در دوران رشد کودکان به وجود آورد. همزمان با رشد شناختی و زبانی، کودکان درباره عواطف نیز مفاهیمی کسب می‌کنند و قوانین فرهنگ و اجتماع خود را درباره بیان عاطفی می‌آموزند.

اگر کودک خردسال در یک جمع عمومی جرأت تکلم به زبان مادریش را نداشته باشد، تحقیر خواهد شد و مسلماً از قدم نهادن در آن محیط سر باز خواهد زد. بنابراین این طفل به ناچار بعد از چند مدت تبدیل به یک موجود آسیمیله شده و بی­هویت می گردد و حتی بعد از بازگشت از مهد به خانه، پدر و مادر خود را به دلیل تکلم به زبان بومی تحقیر و تخفیف خواهد کرد.

 

●نقش زبان مادری در پیشرفت کودکان

 

 

 

●آموزش چندزبانه مزایایی دارد از جمله

 

۱- مزایای ادراکی از قبیل تفکر خلاقانه و گسترده

 

۲- آگاهی فرازبانی و فرایندهای کنترل زبانی بیشتر و همچنین دقت و حساسیت بیشتر به ارتباط

 

دوزبانگی و چندزبانگی همچنین درک متقابل بین گروهی و میزان آشنایی و دانش میان افراد را افزایش می دهد

 

تحقیقات گسترده ای که در زمینه دوزبانگی انجام گرفته است نشان می دهد کودکان دوزبانه در صورت حفظ دوزبانگی از اوان کودکی از قابلیت و مزیت ادراکی و شناختی قابل ملاحظه ای برخوردار هستند. لمبرت (۱۹۷۲) مدعی است که کودکان دوزبانه در مفهوم سازی بسیار سریع هستند و انعطاف پذیری ذهنی شان بیشتر است.

 

وقتی دانش آموزان از زبان مادری خود در یادگیری بهره می برند، دانش قبلی به زبان مادری در حل مسائل جدید به فراگیری کمک نموده و آنرا تسهیل می نماید و در صورتیکه آموزش به زبان مادری باشد کودک در محیط آموزشی احساس غربت و بیگانگی نخواهد کرد. همچنین این اعتقاد وجود دارد که زبان مادری کودک دارای منابع و ابزار طبیعی، فرهنگ شفاهی غنی است که درک حداکثری را در محیط کلاس تضمین می کند. کودک از قبل با این ابزار آشناست و مراجعه به آنها آموزش و یادیگری را تسریع و تسهیل خواهد نمود.

 

 

 

 

●کم توجهی به زبان مادری

 

نادیده گرفتن زبان مادری بالاخص درحیطه ی تعلیم و تربیت میتواند صدمات جبران ناپذیری بر پیکره ی یک جامعه وارد کند به این معنی که میتواند سد راه پیشرفت و ارتقای علمی و فرهنگی آن جامعه باشد و به میزان نسبتا زیادی آن را کاهش دهد.علاوه بر آن می تواند آسیب های جدی بر ساختار آن زبان وارد آورد زیرا مانع رشد و ترویج آن از لحاظ واژگان ،معنی و کاربرد آن در جامعه می شود.محمد رضا باطنی یکی از محققین در عرصه زبان آموزی معتقد است که موثر ترین راه برای افزایش تسلط برزبان مادری ،استفاده از آن در امر آموزش در سطوح مختلف است.یونسکو نیز بارها با قاطعیت تمام نیاز به ارتقای آموزش به زبان مادری را حق هر فرد می داند.امروزه محققان بدون تردید بر این باورند زبانی که در نظام آموزش به کار نرود محکوم به نابودی است.

 

اذعان داشتن به اینکه آموزش به زبان مادری حق انسانی و قانونی هر فرد است،کاملا واضح و اشکار است. نادیده گرفتن و تلاش در جهت نابودی آن مساوی است با تلاش در جهت تضعیف و نابودی هویت، فرهنگ و تفکر فرد و به طبع آن یک ملت می باشد . اختصاص دادن دوم اسفند (۲۱ فوریه) نیز به عنوان روز جهانی زبان مادری بر اهمیت این گفته مهر تایید می گذارد.

 

در این میان، منشور زبان مادری دربندهای سه گانه مصوب سال۱۹۹۶ یونسکو نیز با صراحت بیشتر حقوق زبانی را به این صورت بیان کرده است: همه شاگردان مدارس باید تحصیلات رسمی خود را به زبان مادری آغاز کنند، همه دولت‌ها موظف هستند که برای تولید و آموزش زبان مادری کلیه منابع موارد وسایل لازم را تولید و توزیع کنند، برای تدریس زبان مادری باید معلم به اندازه کافی تربیت و آماده شود زیرا، تدریس به زبان مادری وسیله‌ای برای برابری اجتماعی است.

 

حالا با توجه به اصول۱۵و ۱۹قانون اساسی و بند هفتم ماده دهم قانون تعیین اهداف و وظایف وزارت آموزش و پرورش و الحاق ایران به چندین معاهده بین‌المللی از جمله قانون اجازه الحاق دولت ایران به میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی، قانون اجازه الحاق دولت جمهوری اسلامی ایران به کنوانسیون حقوق کودک که طبق ماده ۹ قانون مدنی در حکم قانون و قابل استناد است، حقوق زبانی به رسمیت شناخته است. بنابراین حق آموزش زبان مادری در حقوق ایران بدون هیچ شک و تردیدی مورد شناسایی قرار گرفته است که به استناد مقررات مذکور وزارت آموزش و پرورش مکلف به تالیف و طبع و توزیع کتب درسی زبان‌های‏ محلی‏ و قومی‏ و تدریس‏ ادبیات‏ آنها در مدارس‏، در کنار زبان‏ فارسی‏ براساس برنامه‌ریزی‌های زمان‌بندی شده در چهارچوب نظام آموزشی با رعایت‌اصل۱۵ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و با رعایت بافت متناسب زندگی روستایی، عشایری و شهری است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *