حذف آزمون و سمپاد؛ تصمیمی درست (مهدی بهلولی،آموزگار و کنشگر صنفی)

سرویس یادداشت

 کسانی که با ادبیات و گفتمان نوین آموزشی آشنایی دارند و آنچه در جهان پیشرو آموزش‌و‌پرورش می‌گذرد را پیگیری می‌کنند می‌دانند که هم‌اکنون دست‌کم دو سرمشق کلان آموزشی در جهان، مشغول گفت‌و‌گو و رقابتند؛ سرمشق آمریکایی و سرمشق فنلاندی. سنجش همه‌جانبه این دو الگو، فراتر از حوصله این یادداشت کوتاه است اما دو تا از مهم ترین نقاط اختلاف، خصوصی‌سازی آموزش و تاکید بر روی آزمون گیری است. در سرمشق آموزش آمریکایی، بسیار بیشتر از سرمشق فنلاندی، بر خصوصی‌سازی و آزمون گیری به عنوان دو راهکار بهبود آموزش‌و‌پرورش تاکید می‌شود. در حالی که در سرمشق فنلاندی به شدت از این دو پرهیز و دوری می‌شود. و نکته مهم این است که سرمشق فنلاندی- تا آنجا که نگارنده می‌داند هر روز بیش از پیش- مورد توجه جهانیان و دست اندرکاران آموزش قرار می‌گیرد. با این درآمد کوتاه می‌خواهم به سراغ حذف آزمون در دبستان و حذف مدرسه‌های سمپاد و خاص و حذف آزمون‌های آنها در دوره متوسطه نخست بروم؛ تصمیمی که به تازگی در آموزش‌و‌پرورش ایران گرفته و اعلام شده است. بی شک باید از این تصمیم تازه آموزش‌و‌پرورش استقبال کرد. نگاهی به انتقادهای جدی اندیشه‌ورزان آموزشی آمریکا همچون دایان راویچ و بسیار کسانی دیگر که به نقد جداسازی دانش آموزان از همدیگر پرداخته و می‌پردازند و پیامدهای منفی آموزشی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی آن را یادآور می‌شوند نشان می‌دهد که آموزش‌و‌پرورش ایران، تصمیم کاملا درستی گرفته است و اگر بتواند بر ادامه آن اصرار ورزد و این سیاست و رویکرد آموزشی را گسترش دهد می‌توان امیدوار به بهبود آموزش‌و‌پرورش بود. بهسازی آموزش‌و‌پرورش، نیاز به یک اندیشه سامانمند و روشن دارد و راهبران فرادست آن باید به طور دقیق بدانند که کجا هستند و می‌خواهند به کجا بروند و راه و روش رفتن کدام است.

با این همه اما مسوولان کنونی آموزش‌و‌پرورش، نباید خطرهایی که پیش روی این تصمیم است را نادیده بگیرند یا انکار کنند. برای نمونه اینکه با حذف مدرسه‌های سمپاد و خاص از متوسطه، نخست امکان جذب بخشی از دانش‌آموزان این مدرسه‌ها به مدرسه‌های پولی وجود دارد را نباید انکار کرد. درست برعکس، باید این پیامد را جدی گرفت و برای آن راه چاره‌ای اندیشید. گرچه راهکار میان و بلند‌مدت آن، چیزی جز تقویت کیفیت آموزش در مدرسه دولتی نیست اما در کوتاه مدت نیز اگر اندیشه‌ای کارآمد نشود می‌تواند کامیابی طرح را با اما و اگرهای جدی روبه‌رو کند. نکته دیگر به توجیه افکار عمومی به ویژه طبقه متوسط جامعه برمی گردد که این مدرسه‌ها را جایگزین درخوری برای مدرسه‌های پولی گران قیمت می‌دانند. راست این است که در این تصمیم، به حق خانواده‌ها در تصمیم گیری‌های آموزشی توجه جدی نشد. به ویژه خانواده‌های طبقه متوسط که روی این مدرسه‌ها حساب کرده و برای فرستادن دانش آموزان خود به آنها حتی متحمل هزینه شده بودند به نوعی غافلگیر و شوکه شدند؛ برخی از واکنش‌های منفی به این تصمیم، ریشه در این مساله دارد. برخی مخالفت‌ها هم سیاسی، غرض‌ورزانه یا حتی شخصی است. کسانی در دولت‌های گذشته، که با تصمیم‌های غیرکارشناسی خود، آموزش‌و‌پرورش را دستخوش چالش‌های جدی کردند، هم‌اکنون به مخالفان این تصمیم تبدیل شده‌اند. آموزش‌و‌پرورش ما به بخش پژوهشی نیرومندی نیازمند است که هم بتواند بر افکار عمومی اثر بگذارد و هم بر بدنه فرهنگیان؛ در این صورت مخالفت‌های سیاسی و شخصی سست بنیاد، اثر چندانی نخواهند داشت.

روزنامه جهان صنعت

۲۹بهمن ۹۶

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *