سید محمد مرد:آموزش و پرورش ،گروگان آموزش عالی(قسمت دوم مصاحبه)

سرویس مصاحبه

طی مصاحبه ای با سید محمد مرد به بررسی معضلات سیستم فعلی اموزش و پرورش پرداختیم.

قسمت دوم این مصاحبه را بخوانید:

یکی از علت های فرار نخبگان این است که آن ها را در محیط خاص ایزوله کرده و بعد آن ها را صادر کردیم و جامعه را از آن بهره هوشى خالى کرده ایم.

سرمشق نیوز:یعنی ساختار فدرال دارند؟

مرد:کاملا ساختار مستقل دارند .من چند شب گذشته ویدیو ای میدیدم که معاون آموزشى وزارت خانه به اشتراک گذاشته بود

در مورد این بود که مدیر مدرسه بودجه مدرسه را هم مدیریت میکرد مثلا چه کسانى استخدام بشوند.این که چه محتوا آموزشى داشته باشند .در واقع کارى که در یک وزارت خانه انجام میگیرد در مدرسه انجام مى شد.قطعا این الگو براى ما مناسب نیست.الگوى بومی ما این است که به تدریج قدرت تصمیم گیری مدارس را افزایش دهیم.تقریبا از هیچ مدیر مدرسه ای کیفیت آموزشى و رسالت اصلی مدرسه خواسته نمیشود

من هیچ گاه ندیدم از مدیر مدرسه بخواهند که در مورد تعلیم و تربیت پاسخگو باشد دلیلش هم این است که مدیر مدرسه مسئولیتی ندارد

سرمشق نیوز:در واقع بیشتر حالت کفالت وجود دارد تا مسئول بودن برای مدارس

مرد:دقیقا احساس مسئولیت در مورد تعلیم و تربیت در مدرسه خود نمیکند مدارس از لحاظ آموزش بازخواست نمیشوند چون اختیارات ندارند.

سرمشق نیوز:این موضوع یک پیوستگی با دو خرده نظام دیگر دارد بازارکار و دیگری نظام آموزشی دانشگاه ها ،دانشگاه برای ورود همان محتوا دیکته شده دستوری را میخواهد و مدارس برای تحویل دانش آموزان به دانشگاه محدودیت دارند از یک طرف دیگر با محدودیت ورود دانش آموز بعد از تحصیلات پایه به بازار کار روبرو اند .یعنی این دوگانه مهارت و محتوا دست مدارس را خواهد بست ،به نظر شما این واگذارى اختیارات باعث میشود این دوگانگى به یک سامانى برسد؟

مرد:بله اتفاقا در مورد همین مسائل ما در چارچوب محدودیت ها بحث میکنیم بحث کلى این است که آموزش و پرورش گروگان آموزش عالى است .قرار است در نظام جدید این گروگانگیری کمتر شود یعنی دانش آموز که از اول ابتدایى وارد مدرسه میشود گروگان نظام اموزش عالى بى کیفیت ماست تا به بازار کار و بى کارى برسد یعنی ما در یک دوره دوازده ساله به جاى آن که مهارت اساسی را اموزش دهیم آن ها را اماده میکنیم برای ورود به دانشگاهی که انتهای آن بیکاری است. این گروگان گیری آموزش و پرورش تسط آموزش عالی هم مشکل اجتماعی و هم سیاست گذاری هم ناشى از نگرش سطح جامعه است که خوشبختانه به صورت برنامه ریزی نشده و اجباری جامعه آهسته دارد به این نتیجه میرسد که راه خوشبختی فقط دانشگاه نیست اما باز هم هنوز در خانواده ها و فرهنگ ما و ذهن ما این است که دانشگاه تنها مسیر ورود به بازار کار و پرستیژ اجتماعی است.

سرمشق نیوز:آن نتیجه ایى که در بدایت موضوع فرمودید که جامعه تدریجا به آن نتیجه میرسد آیا ممکن است فشار اجتماعی بر مدارس ما و نظام آموزشی محسوب شود؟

مرد:بله اتفاقا به این نقطه نزدیک میشویم که هیچ وقت برای بازار کار برنامه ریزی نمیکنیم مخصوصا در زمینه برنامه ریزی نیروی انسانی هیچ چشم اندازی نداریم یعنی به طور مثال من نمیدانم فرزندم را به سمت چه رشته ای سوق دهم که با احتمال هفتاد و یا هشتاد درصد جذب بازار کار شود.هیچ کس نمیداند در ده سال اینده بازار کار ایران نیازمند چه مهارت هایی است همه به صورت دیمى وارد یک مسیری میشوند مثلا پزشکی

سرمشق نیوز:بله ترافیک کنکور تجربی با هفتصد هزار داوطلب گواه این موضوع است.

مرد:دقیقا و آن وقت ما با تورم پزشک مواجه هستیم ودر آینده ای نه چندان دور پزشکان بیکار خواهیم داشت همه این ها مسائلی است که برای خانواده هزینه بر است که ناشى از این است که ما هیچ برنامه ای برای آینده اقتصادی و به خصوص بازار کار نداریم و ورود به بازار کار مانند آزمون و خطا میماند . به طور کلی اساسى ترین مشکل ما در زمینه نیروی انسانی این است که هیچ برنامه توسعه و مشخصی برای نیروی انسانی نداریم و سی تا پنجاه درصد از دانش آموختگانى که به خوبى تربیت نشده اند نیز در حوزه ای فعالیت میکنند که ربطی به تحصیلاتشان ندارد.

 

 

سرمشق نیوز:حتی از لحاظ محتوایی برای ورود به دانشگاه این محتوا تا حد زیادى پیر نیست؟ با توجه به این که سرعت پیشرفت های علمی و نقض گزاره های علمی پیشین بسیار زیاد است .جدا از مباحث اموزش های شهروندی که مربوط به تربیت است در بحث محتوایی هم جداى از حوزه مهارت و مهارت آموزى ما در آموزش های محتوایی دچار فرسودگی نشدیم؟ یعنی این که محتوا به درد دانشگاه می خورد یا به درد دانشگاه رفتن؟

مرد: بله ما در این حوزه خیلى مشکل داریم وقتى وارد محتوا شویم مشکلات فراوانی داریم علاوه بر این مشکلات هم مسیر را اشتباه میرویم و هم وقت و انرژى بر مسائلی میگذاریم که هیچ آورده بیرونى و نتیجه ندارد.در مسائل آموزش از هر طرف که دست بگذاریم یک مشکل وجود خواهد داشت برگردیم به بحث مدرسه محورى، اگر استقلال مدارس به رسمیت شناخته شود ما میتوانیم به کارایی مدارس امیدوار شویم مثلا مدرسه ای که در کردستان اداره می شود می تواند شیوه ای متفاوت از مدرسه ایى درسیستان و بلوچستان داشته باشد.

سرمشق نیوز:از لحاظ تفاوت های زبانى فرهنگی میفرمایید؟

مرد:علاوه بر آن تفاوت های اقلیمی را نیز در نظر بگیرید مثلا کردستان به جای سه ماه تابستان به خاطر شرایط اقلیمی خاص خود می تواند سه ماه زمستان را تعطیل کند مثلا مدرسه اختیار این که ساعات شروع و پایان خود را مشخص کند ندارد مدرسه اختیار این که پوشش دانش آموزان خود را مشخص کند ندارد مدرسه اختیار این که بتواند تفاوت هاى کیفى معلمان مدیریت کند ندارد مدرسه اختیار این که محتوا هاى کمى متفاوت را به دانش آموزان ارائه کند ندارد حتى اگر در قالب فوق برنامه باشد سرفصل ها توسط اداره و مناطق و وزارتخانه مشخص میشود

مثلا من به عنوان مدیر مدرسه اگر بخواهم با هماهنگى و طبق نظر شوراى مدرسه یا مراکز تصمیم گیری مدرسه که بخشى از آن مربوط به گروه های ذی نفع مانند والدین است ساعات ورزش به جاى دو ساعت به شش ساعت برسانیم چنین اختیاری نداریم

حتى گاهى خانواده ها هزینه ها را تقبل میکنند اما این اختیار به مدرسه داده نمیشود یا اگر هم داده میشود بوروکراسى و سطح بالا گرفتن مسئولیت باعث میشود که مدیر مدرسه که جرات نداشته باشد وارد همچین حوزه هایى شود.

سرمشق نیوز:موانع واگذاری اختیارات بیشتر عدم تمایل به واسپارى مدارس است یا موانع ستادى و اجرایى وجود دارد؟

مرد:هر دو مورد وجود دارد ما هم در دیدگاه ها مشکل داریم و هم ترس و واهمه مانع است

این که میگویم این موضوع واسپارى و استقلال مدارس باید تدریجی باشد به خاطر همین است

ما از آشفتگی میترسیم در صورتى که یکى از بهترین الگو ها به لحاظ مدیریتی براى نهاد هاى آموزشى هرج و مرج طلب است

یعنى ما در نظام آموزشى نیازمند هرج و مرج هستیم

سرمشق نیوز:ممکن است بیشتر توضیح بدهید ؟منظور همان فاشیسم آموزشى است؟

مرد:نه فاشیسم آموزشى نیست .هرج و مرج طلبى نه به آن معناى منفی در سبک های مدیریتی در حوزه آموزشى یکی از سبک ها هرج و مرج طلبی است به این معنی که هر مدرسه کار خود را میکند اما در یک هارمونی بزرگتر و نگاه بالاتر میبینیم که برون داد بهترى دارد

 

سرمشق نیوز:نمونه خارجى موفقى وجود دارد که مثال بزنید؟

در سبک هاى مدیریتی نظام آموزشى که در مورد آن مطالعه میکردم در مدارس سوئد و فنلاند میتوان دید که هرج و مرج آموزشى وجود دارد و مدارس از هیچ نهادى حرف شنوی ندارند این هرج و مرج به معنی منفى نیست.

 

سرمشق نیوز:منظورتان خودمختارى است؟

مرد:نه به معنی خودمختاری هم نیست اگر از بیرون به این مدارس نگاه کنیم هر مدرسه ساز خود را میزند اما کلیت این تفاوت ها باعث رشد و توسعه نظام آموزشى این کشورها میشود وقتى میگوییم نظام آموزشى باید هرج و مرج داشته باشد منظور این است که مثلا یک مدرسه ساعت ده و نیم شروع به کار کند و یک مدرسه ساعت شش صبح.یک مدرسه نظافتچی ندارد و کل مدرسه را دانش آموز تمیز میکند ولى یک مدرسه اینگونه نیست اما یک سرى شاخص کیفى وحود دارد که دانش آموز باید به آن شاخص برسد این مدارس تک بعدى ارزیابى نمیشوند مثلا ممکن است شما یک مدرسه را ببینید که بسیار بی نظم است اما خروجى آن چندین نفر کارآفرین و خلاق خروجی دارد یک مدرسه نظم و دیسپلین دارد و خروجی آن چندین مدیر توانمند است اگر ما تفاوت ها را بین مدارس البته نه به این شکل افراطی که من مثال زدم بپذیریم یعنى حداقل این که مدیر یک مدرسه یک برنامه مشخص مثلا پنج ساله داشته باشد و بداند که هر روز ستاد یک دستورالعمل جدید نمی دهد در سال هر مدیر مدرسه قریب به هزار بخشنامه دریافت میکند وعلناً تنها مجری بخشنامه هاست و چیزی که در مدارس ما اجرا میشود صرفا بخشنامه هاست و هیچ اجازه تفکر و تصمیم گیری به مدارس نمی دهند و از مدیران نمیپرسند چه برنامه ای دارید بلکه به آن ها یک برنامه میدهند تا اجرا کنند ما هم یعنی من تربیتى ،من مدیر مدرسه، من معلم نگاهم تنها این است که آن بخشنامه را جواب بدهم.

 

سرمشق نیوز:مثل یک تدارکاتچی؟

مرد:احسنت .تا زمانی که نگاه ستاد به مدارس نگاه مجرى و تدارکاتچی است یک مجرى کر و کور و لال و فاقد استدلال ،هیچ چیز تغیر نمیکند یعنی معلم و مدیر یک مامور و معذور اجرای بخشنامه اند این موضوع که تجربه زیستی من در مدارس است فاجعه است مثلا دانش آموز با معلم وارد گفت و گو میشود و میگوید که من در مورد فلان موضوع مذهبى که مطرح کردید سوال دارم معلم اختیار این که استدلال برای دانش آموز بیاورد را ندارد و میگوید به ما گفته اند این را به شما بگوئیم شما هم بخوانید و امتحان بدهید.

سرمشق نیوز:آیا امکان پذیر است که روزگاری بر اساس تیپولوژى شخصیت دانش آموزان در مدارس مختلف متمرکز شوند؟

مرد: نه وارد این مسئله نشوید تنوع مدارس به این معنا نیست و اساساً تفکیک نیز کاری اشتباه است مدرسه باید نمونه معرف جامعه باشد که تفکیک باعث طبقه بندی و عدم عدالت خواهد شد .یکی از علت های فرار نخبگان نیز همین است که آن ها را در محیط خاص ایزوله کرده و بعد آن ها را صادر کردیم و جامعه از آن بهره هوشى خالى کرده ایم اما هر مدرسه میتواند شخصیت خاص خود را داشته باشد که در ایران اینگونه نیست موقعی که درمورد مدارس شخصیت سازی میکنیم به این معنی نیست که دانش آموز خاص را میپذیرند البته شاید هم این کار کنند مانند البرز،مفید و… .

سرمشق نیوز:اما امروزه علناً اینگونه اند.

مرد: این اتفاق برنامه ریزی شده نیست این مدرسه در طول زمان باعث جا افتادن یک فرهنگ خاص شده است و یک ویژگی شخصیتی را به وجود آورده است ،زمانی که مدارس ما قدمت ندارند و یا تغییراتشان خیلى بالاست فرصت این که این مدارس به سازمان هایی تبدیل شوند که ویژگی شخصیتی داشته باشند وجود ندارد. یعنی اگر ما در هر منطقه مدارسی داشته باشیم که به یک ویژگی خاص شناخته شده باشند این تنوع به نظام تعلیم و تربیت کمک میکند وقتی ما میگوییم مدارس تنوع داشته باشد منظور همین است تنوع مدارس در حال حاضر وضعیت شتر گاو پلنگ است که تکلیفش مشخص نیست! ما حدود ١٧ یا ١٨ نوع مدرسه داریم که به هیچ دردى نمیخورد در حالی که ما باید نهایتا ۴ نوع مدرسه داشته باشیم مدارس دولتى،خصوصى،مدارس استثنایی برای دانش آموزان با بهره هوشى پایین و با نیاز های ویژه و مدارس مخصوص دانش آموزان نخبه که حدود سه درصد اند ما اگر بخواهیم مدرسه محورى اتفاق بى افتد باید مدیر مدرسه قدرتی به اندازه وزیر آموزش و پرورش داشته باشد.

 

سرمشق نیوز:با تشکر از شما

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *